
اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار ، میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار .
نام تو را تا میبرم قلبم غریبی میکند ، چشم انتظاری در دلم درد عجیبی میکند .
اشکاتو پاک کن همسفر ، گاهی باید بازی رو باخت ، اما اینو یادت باشه ، که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت .
ای به خلوتگه دل محرم راز ، با پیامی دل ما را بنواز ، گر بگیری ز دلم تو خبری ، میکنم هدیه به تو بال و پری .
وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا .

دیگر بهار در سبد روزگار نیست / دیگر قرار نیست ، نه دیگر قرار نیست شادم که زود می گذرد شادیم ، ولی / غم می خورم که هیچ غمی ماندگار نیست .
کاش میشد در سایه ی مژگانت لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم .
کاش میشد با تو بودن را نوشت / تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت کاش میشد روی این رنگین کمان / می نوشتم تا ابد با من بمان .
میدونی چرا غروب همیشه سرخه ؟ چون هر وقت میبینه چقدر دوست دارم ، حسودیشون میشه !
گل یخ زمستان تو هستم / اسیر ناز چشمان تو هستم
مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست / که من مشتاق دیدار تو هستم
مهربانی باغ سبزی است که از روزنه ی پنجره ها باید دید
مهربانم مگذار لحظه ی روزنه ی پنجره هایت بسته شود

نظرات شما عزیزان:
|