
صحبت از آسایش دل در مقام عشق نیست / در چنین هنگامه حال مرغ سرگردان خوش است
گمانم اشک من پایان ندارد / دل دریادلان سامان ندارد
بریز اشک صداقت بر نگاهت / که خنده بر لبانم جا ندارد . . .
بهارت بی گل و بلبل نباشد / نگاهت خالی از سنبل نباشد
به گلزار محبت تا قیامت / خودت گل باش و عمرت گل نباشد . . .
زیر سایه امن ترین سایبان هستیم ، دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم . . .
زیر سایه امن ترین سایبان هستیم ، دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم . . .
روز سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به لبم تاب و تب آمد
ای یار دعا کن من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .

گویند دنیا خواهی یا دوست ؟
گویم ای بی خبران دنیا با دوست نکوست . . .
آشنای شهر بارون بیا من شدم پشیمون / فکر این شکسته دل باش پشت ابرا نشو پنهون
خلاصه ی کلام اینکه نازنینم : تو را برای وفای تو دوست می دارم وگرنه دلبر پیمان شکن فراوان است
دوستت دارم دانم که تویی دشمن جانم ، از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم !

نظرات شما عزیزان:
|